سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
به‌دونه
قالب وبلاگ

تقدیم به همه ی فرشته های روی زمین پنهان

عموم خیلی خوشحال بودازقیافش تابلوبود.

خانوما توی یه اتاق کوچیک بودن. عروسم اونجا بود. لباسم هنوز یادمه .من ازکنارعروس وداماد جم نمیخوردم.

عروس کشون که تموم شد چنددقیقه ای توخونه عموم وزن عموم موندیم وبعدرفتیم خونه مامان جونم. نزدیک بود...

سه روزبعدپاتختی.خیلی خوش گذشت ...

ماباید میرفتیم قم. دقیق یادم نیست چندروزبعدرفتیم...

هرسال که میومدیم بهااباد بیشتروقتا میرفتیم خونه عموم بازن عموم قایم باشک بازی میکردیم...عاشقش بودم هنوزم هستم.باهم میرفتیم خونه مامانش اینا باخواهرش بازی میکردیم خوراکی میخوردیم...

اسمش زهرابود. یادم نبودزود تربگم.باعموحسنم که اخرین عموم بودازدواج کرده بود خیلی زن خوبی بود

وقتی میومدم خونشون بااسباب بازی هایی که واسه نینی شون خریده بودن بازی میکردم خیلی مهربون بود.

بالاخره نینی شونم بعدازسه-چهار سال به دنیا اومد.اسمش اقا رضاست .خوشمل نیست ولی نمکیه. دوسش دارم اخه من همه ی نینی هارودوست دارم. بخصوص که پسرعموحسنم باشه...یک سرمن اونجامودارم باهاش بازی میکنم.تولدبراش گرفتیم یک-دو-...

یادگرفته تازه بشینه. اینقدرذوق میکرد باهم سه-چهارتایی بازی میکنیم.من یافریده روپاهای زهراجون چشم میذاشتیم وخلاصه کلی بازی میکردیم.میرفتم توحیاط انگورمیخوردیم-انار-انجیر...

حیاط باصفایی دارن البته حیاتشونم باصفاست مثل خودشون.

البته قبل اززلزله.

عموم توهواشناسی کارمیکنه. باوانت آبی بابابزرگم میره سرکار.بعدازرفتن عموم زهراجون دیگه نمیخوابه ودرو قفل میکنه تارضا بیدارشه وبیاداونور(خونه مامانجونم)

انروزبرای اولین بارزهراجون میخوابه .ساعت شش بودفکرکنم.اولین لرزش شروع شد...

عموم توراه بود توی آینه دیدکه دیواراهمه دارن میوفتن وسط خیابون همه جاگرد وخاک شده بود.ماشین خاموش شد.عموم اول رفت خونه مامانجونم چون مطمئن بودکه زهراجون ورضا زنده اند...

صبح بلندشدم دیدم مامانم هی میره اینوروآنور!پرسیدم چیشده؟ اول جواب ندادبعدازچندبارپرسش گفت چیزی نیست یه زلزله کوچولوکرمان اومده.دارم زنگ میزنم مرتضی عمواحمدببینم اتفاقی نیفتاده؟...

من اونروزامتحان داشتم نمیدونم چجوری اومدم خونه...

رسیدم یه کادو روی میزعسلی بود!یکی ازدوستام داده بودبابام برام بیاره.هنوزبابام نرسیده بودخونه بامامانم رفتندکرمان.من وفریده هم توخونه مونده بودیم...

هرشب زنگ میزدیم وبامامانم حرف میزدیم.میگفت همه حالشون خوبه فقط رضا وزهراجون توکماهستن بایدبراشون دعاکرد.من که هرشب زیرپتوم باگریه باخداحرف میزدم تابرگردن دلم واسه عموم می سوخت که نکنه تنهاشه؟!

عموم رفت توخونه ی مامانجونم دیدحالشون خوبه رفت سراغ زهراورضا اصلا آوار روشون نریخته بود فقط یه کم خاک نشسته بود روشون.عموم خیالش راحت شدکه زنده اند ولی خبرنداشت که...

خونه ی خودش خراب نشده .ولی نمیدونست که خونه ی دلش خراب شده...

بدنشون گرم بودولی بعدازچنددقیقه کم کم داشتن سردمیشدن.

روی گوشیه مامانم پیام اومده بودکه روی قبر زن عموورضا چی بنویسند؟یادم نیست که همینجوری فهمیدم یا نه؟ولی درهرصورت خونه ی دل منم زلزله شد.هیچکس نمیتونه حس منونسبت به زهراجون بفهمه.خداشاهده که چقدرشباگریه میکردم...!

دیگه ازگریه گذشته/به جنون کشیده کارم

توکه خوش بختی عزیزم/دیگه غصه ای ندارم

.

 قبل ازعیدبود.رفته بودیم مجلس ختم. دم در مغازه لباس فروشی بودیم.مردم اومده بودن واسه خرید لباس.کسی نمیدونست که قراره ما بجای لباس عید سیاه بپوشیم

اگه رضازنده بودحتما براش یه چیزمیخریدم ولی حیف که خدانذاش بیشترازاین بهش عادت کنیم...

اومدیم کرمان جاشون خیلی خالی بود...

توی امام زاده عبدا... دفن شدن توآغوش مامانش خوابیده بودمثل همیشه آروم.

گفته بودن قراررهبربیادبازدیدازمناطق زلزله زده همه ی فامیل جمع بودن ومنتظراومدن آقاخامنه ای.جای زن عموورضاهم خیلی خالی بود.بعدازذوق وشوق شدیددرحد تیم ملی والیبال بایک صحنه ی باورنکردنی مواجه شدیم به جای اینکه رهبرازماشین پیاده بشه جناب حجت السلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی مدظله ازماشین پیاده شدوهمه باچهره هایی ضایع مانندبه آقای رفسنجانی نگاه میکردن.چقدراونروز پشت سرشون حرف زدیم توعمرمون اینقدر غیبت نکرده بودیم.امسال یعنی سال 89سال تحویل رفتیم سرقبر زن عموزهرا بارضا .کلی هم اونجا دلم واشد .همه ی دل تنگی هارو واسه زهراجون تعریف کردم...

میگن هرکیو خدادوست داره زوترمیبردش اون دنیا.خداحتما رضاروخیلی دوست داشت که اینقدرزود بردش...

خیلی هم نمیشه این داستان غمگین باشه خواستم بگم که عموم الان

بایه فرشته ی دیگه ازدواج کرده وصاحب یه

پری کوچولوشده به نام فاطمه زهرا

الهی به حرمت همین نام زندگی خوبی داشته باشن به امید خوشبختی روز افزون...

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که ازحادثه ی عشق تراست

... سهراب


[ جمعه 90/8/27 ] [ 6:36 عصر ] [ behdooneh ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
www.lenzor.com
امکانات وب


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 24
کل بازدیدها: 59661